خرید بک لینک
كادو خريدم براشاولين كادوي واقعي روز مادر بود پولشو خودم دراورده بودم ،انقدر كيف كردم كه حد نداره نتونستم صبر كنم تا فردا كه روزشه بهم كه گفت :پريا بخدا اگه بري با اون پولات برام چيزي بگيري... گفتم دير گفتي كادوهاشو كه ديد يهو اشك تو چشاش جمع شد ميگفت واي اخه تورو رفتي همه پول اين چند روز بازارچه ر

برچسب: نویسنده: الینا زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 5:46

اخ از نود و پنج نود و پنج به شخصه براي من سخت بود نه تنها نود و پنج بلكه نود و چهار و سه هم همينطور يه جورايي بزرگمون كرد انقد منتظر يه سال نو بودم اين چند سال خوشي هم داشتا اما غم داشت همش اما با اين وجود جوري بود كه بگم بازم خداروشكر خيلي هم خداروشكر خلاصه كه يه جورايي دلم روشنه كه اخراي نود و شش

برچسب: نویسنده: الینا زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 5:46

ببين كلي نوشتم و پاك كردم

ولي بزا رك بگم

دلم تنگ شده واسه چار پنج سال پيشا

برچسب: نویسنده: الینا زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 5:46

من فكر ميكردم هنوز بيس سالم پر نشده تا اينكه چشامو بستم و يهو انگار تو مغزم بمب تركوندن و يك آن به اين نتيجه رسيدم كه بيست سال و پنج ماه و ده روزه سنم و بعدش غوغا شد تو سرم شوك بدي بود اين وسط انگار يك سال و پرت بودم اصلا انتظاربيست ساله بودن رو نداشتم بعدم ترسيدم فك ميكردم بيست سالگي خيلي دوره ا

برچسب: نویسنده: الینا زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 5:46

احتمالا اون راننده تاكسي هيچوقت نميفهمه چرا زدي زير گريه وقتي از پيش رفيقت برميگشتي مثلا اون مخاطب مثلا خاص هيچوقت نميفهمه چي بهت گذشت وقتي همه چيو فهميدي مثلا اون روزمانه فروش كنار ايستگاه اتوبوس هيچوقت نميفمه كه چقدر دلتنگ برگشتن از مدرسه و خريدن مجله مورد علاقه ات از دكه روزنامه فروشيش هستي

برچسب: نویسنده: الینا زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 5:46

عزيزِ دل
ما كه خواب به چشمامون نمياد
شما كه مياد به چشمات
يبارم خواب مارو ببين
بزنيم همه حرفامونو

برچسب: نویسنده: الینا زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 5:46

صفحه بندی